ساده زیستیم اما تارک دنیا نیستیم

تابستان ها روی حصیر می نشست. زمستان ها روی پلاس. لباسش زبر بود اما بین مردم خودش را می آراست. یک بار یک عده از صوفیه آمده بودند به گله و شکایت که:

-         امیرالمومنین مامون تو را شایسته خلافت دید و ولی عهدت کرد. حالا امت رهبری را  لازم دارد  که لباسش خشن باشد و طعامش ساده و سوار الاغ شود!

امام مثل همیشه جوابشان را داد:

-         یوسف پیامبر قبای ابریشمی می پوشید و در مجلس فرعونیان به پشتی های آنان  تکیه می داد. وای بر شما. از امام جز این خواسته شده که به قسط و عدل رفتار کند راست  گوید عادلانه حکم کند و به وعده هایش وفا کند؟

و بعد این آیه را  خواند که:

-         بگو چه کسی زینت الهی را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و روزی پاکیزه ی او را  حرام کرده است؟

مصداق امروزی: در لباس خریدن دنبال زرق و برق و پز دادن نیستیم  دنبال رفع نیاز مطابق توانمان و با حفظ آبرو هستیم.

/ 0 نظر / 11 بازدید