جلسه دوم: سه شنبه 4 تیر 1392 ساعت 10 صبح

موضوع جلسه: دوستی و دلسوزی مومنان، ولایت

ابتدای جلسه نمایش هایی از داستان های درس های قبلی توسط دانش آموزان ارائه شد.

در این جلسه در مورد ولایت صحبت شد و گفتیم دو نوع ولایت داریم ولایت طولی و ولایت عرضی.

ولایت طولی یعنی ولایت یک نفر بر یک امت ولی ولایت عرضی یعنی ولایت بین افراد جامعه. سپس حدیث پیامبر گفته شد که می فرمایند: دو دوست مثل دو دست هستند که همدیگر را می شویند، بعد مثال کوهنوردی به بچه ها گفته شدکه کوهنوردی کار گروهی است و هیچ وقت یک نفره نیست؛ دست کم دو نفر باید باشند تا اگر اتفاقی افتاد بتوانند به داد هم برسند؛ اگر پای کسی لغزید کسی باشد که کمکش کند و داخل دره پرت نشود و این مثال را ربط دادیم به موضوع ولایت که ولایت یعنی همین دوستی ای که دلسوزی و احساس مسئولیت می آورد و آدم ها را از اشتباه و خطا دور نگه می دارد.

در ادامه سوال شد که این ولایت از کجا می آید؟ یعنی چه چیزی باعث می شود آدم ها نسبت به هم چنین رابطه ای داشته باشند؟ دانش آموزان جواب هایی دادند

سپس گفته شد یکی از علت ها این است که این آدم ها یک شروع و مبدا مشترک دارند. برای روشن شدن موضوع، مثال سفر گفته شد که فرض کنید شما از مشهد سوار اتوبوس شده اید، عده ای هم بین راه سوار می شوند. شما با آدم هایی که از اول، مسیرتان مثل هم بوده، بیشتر احساس نزدیکی می کنید؛ یعنی ممکن است آدم ها بخواهند جاهای دیگر بروند فقط یک مسیر کوتاه با شما هستند و بعد از آن از شما جدا می شوند.

اما با کسانی که مقصدتان یکی است راحت تر دوست می شوید. حتی ممکن است که مقصد هم یکی باشد اما راه ها فرق دارد. یکی از مسیر کویر و دره و کوه می رسد به مقصد، یک نفر دیگر از مسیر راه آسفالته. شما با آدم هایی که مثل شما از یک مسیر آسفالته می روند بیشتر احساس نزدیکی می کنید. یعنی راه مشترک باعث دوستی می شود.

بعد گفته شد: بچه ها همین سفر را اگر بزرگتر نگاه کنیم می توانیم بگوییم: ما انسانها همه با هم یک مبدا داریم، همه ما بنده خدا هستیم و خالق ما خداست. یعنی زمینه آماده است که بخواهیم با هم دوست باشیم و ولایت و همبستگی داشته باشیم. مبدا همه ما یکی است ولی مقصد و هدف ما یکی نیست. پس دوستی و ولایت و هم بستگی ما هم با کسانی است که این اشتراک را با ما دارند. برای کسی دلسوزی می کنیم، عیب همدیگر را اصلاح می کنیم و دلمان تنگ می شود که به سمت خدا می رود، حالا یکی تندتر و یکی کندتر، اما مهم این است که آرمان ها و راه یکسان است.

بعد آیه المومنون و المومنات بعضهم اولیاء بعض روی تخته نوشته شد یعنی مومنان چه زن و چه مرد ولایت و همبستگی دارند میان خودشان. در اینجا هم آن نقطه مشترک بین مومنان، ایمان آن ها است. ایمان به مبدا و مقصد خدایی و راهی که خدا تعیین کرده است. ولایت یعنی به هم پیوستگی،قرآن مومنین را اولیا یکدیگر می داند.

بعد گفته شد باید جمعیت مومنین هر چه بیشتر به یکدیگر متصل شوند و در مقابل دشمنان بایستند و مبارزه کنند.

در آخر هم از بچه ها خواسته شد که برای جلسه بعد چند نمونه از ساده زیستی امام خمینی و خاطراتی از زندگی خانوادگی و اجتماعی خودشان بگویند که در آن به خاطر دوستی های دلسوزانه ای که داشته اند توانسته اند اشتباهی را اصلاح کنند و یا از خطری نجات پیدا کنند و مسابقه ای برای بچه ها طرح شد.

سوالاتی از داستان های جلسه اول به صورت بازی (مسابقه از کی بپرسم) از بچه ها پرسیده شد.

زینب آقائی، مریم اشراقی، زهرا حسن زاده، ماریه دلشاد، ستاره صباغ

بیتا طاهری، زهره قندهاری، فاطمه منیری، بهاره نجفی، ریحانه همتی، مهلا محمدیان