آخر تا آنجا که ما شنیده بودیم نه پیامبر این طوری لباس می پوشید نه علی. بالاخره نتوانستم ساکت بمانم.

- پسر پیغمبر برای شما بهتر نیست که لباس های ساده بپوشید؟ گفت: دستت را بیاور جلو.

و دستم را گرفت و انگشتانم را کرد توی آستینش. نوک انگشتان دستم که احساس خارش کرد تازه فهمیدم قصه از چه قرار است. فرمود: این لباس خشن را برای خدا زیر می پوشم تا نفسم را سرکوب کنم و این لباسی را که می بینی برای مردم.

مصداق امروزی: ساده زیستی امام خمینی(ره)